تبليغاتX
شب ... کویر ... سکوت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دانشجویان زندانی
مخالفت باملاقات دانشجویان زندانی وخانواده هایشان درآستانه سال نو
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 8:9 AM | 
درگذشت یک زندانی سیاسی دیگر در زندان اوین
امیدرضا میرصیافی درگذشت

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 29 اسفند1387 و ساعت 8:2 AM | 
ديدار اعضاي سازمان دانش آموختگان ايران – شعبه اصفهان – با خانواده دانشجويان زنداني
 123.jpg  

روز گذشته اعضاي شعبه اصفهان سازمان دانش آموختگان با خانواده دانشجويان زنداني دانشگاه اصفهان ديدار کردند.در اين ديدار بهرام اسماعيل بيگي مسئول شعبه اصفهان سازمان دانش آموختگان با ابراز تاسف از وضعيت بوجود آمده  و همچنين دلجويي از خانواده دانشجويان،‌آخرين وضعيت بازداشت شدگان را جويا شد

tahavolkhahi.com/component/content/article/114-1387-12-26-10-00-59.html


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی معینی در چهارشنبه 28 اسفند1387 و ساعت 2:41 PM | 
كمیته‌ دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه

اعتراض كمیته‌ دفاع از انتخابات آزاد،سالم وعادلانه،نسبت به فقدان پیش‌نیازهای لازم در انتخابات ریاست‌جمهوری آينده


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی معینی در چهارشنبه 28 اسفند1387 و ساعت 11:14 AM | 
دانشجویان زندانی

arm.jpg

کانون مدافعان حقوق بشر با توجه به نوروز و خطاب به مسئولان:

دانشجویان زندانی را آزاد کنید


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی معینی در چهارشنبه 28 اسفند1387 و ساعت 11:8 AM | 
ژینوس سبحانی، منشی سابق کانون مدافعان حقوق بشر آزاد شد
ژینوس سبحانی که تا زمان پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، منشی «کانون مدافعان حقوق بشر» و «کانون مشارکت در پاکسازی مین» بود، روز چهارشنبه 21 اسفند ماه 1387 با تودیع قرار وثیقه 70 میلیون تومان، آزاد شد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط علی معینی در چهارشنبه 28 اسفند1387 و ساعت 11:6 AM | 
آرزو های خیالی

اگه این زمین هوا شه

یا که آسمون خدا شه

اگه فردا ها یه سال شه

قحطی هم باد فنا شه

اگه یه جوجه قناری ؛ مثه عقاب پر بگیره

قطره ی کوچیک بارون ؛ مثل سیل قدرت بگیره

اگه دست زبر خاتون ؛ نرمی ابریشما شه

یا که درد پای بابا ؛ دیگه جاش اینجا نباشه

اگه دستای ضعیفم ؛ قدرت رستم بگیره

آه و ناله ی شبانه ؛ شادی مفرط بگیره

چی می شد سعدی و حافظ شعراشون باز جون بگیره

دستای رستم و آرش جلوی خون رو بگیره

چی می شد وقت ترانه یه بغل قافیه باشیم

یا که وقت داد بیداد حرفای نگفته باشیم

چی می شد برای گریه آخرین بهانه باشیم

برا اثبات حقیقت اشکای نشسسته باشیم

چی می شد حتی به عمر گل لاله دل می دادیم

واسه رفتن تا ستاره از قفس مایه می دادیم

چی می شد دوباره سیمرغ واسه لحظه ای بیدار شه

دست زال رو بگیره عالمی از جفا رها شه

چی میشد مام وطن دوباره آزادی ببین

بره اون بالا ها مغرور بشینه ، همه دنیا رو ببینه

چی می شد که دست بارون غم رو از دنیا بگیره

ببره به اوج دیروز ، جایی که غمم بمیره

چی میشد دوباره عشق رو توچشای هم می دیدیم

با همه شوق دلامون گلای تازه می چیدیم

کاشکی باز به حق مولا چشم من شبنم بگیره

دست قدار زمونه نعمت رو از ما نگیره

کاشکی زشتی ها تموم شه

غروبا رنگ طلوع شه

چی می شد اما نمی شه

تیرگی ها کم نمی شه

اگه فردا ها یه سال شه

می دونی دنیا چی می شه

اگه این زمین هوا شه

آسمون بهاری می شه

چی می شد اما نمی شه

تیرگی ها کم نمی شه

 

اسفند 1381

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 4:37 PM | 
شاید

آسمان را باید باور کرد شاید دوباره ببارد

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:15 PM | 
مرگ رفاقت ها

اینک زمان دشمنی هاست

شاهکار زمان

جواب رفاقت دشمنی ...

آیا زمین باز هم دهان می گشاید؟

آیا باز هم از زمین به آسمان می بارد؟

می خواهیم مرگ رفاقت ها را جشن بگیریم

و ...

به ریش هم بخندیم

تمام حرمت ها را بشکنید

تازیانه های شرم را به گل بیارائید

زمانه ی فقدان عطوفت

شعرخانه ی رنج و عذاب

قابیل ها همه در انتظار دستورت آماده ....

 

15/12/87

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:12 PM | 
شب اشباح

و عجب نفرینی است

من و شب تنهاییم

آسمان می بارد

کورسوی امید

ماه هم می خوابد

آسمان تنها شد

یک بغل ناله ی سرد

شب به امید سحر

شب شب یلدا بود

زوزه ی گرگ سیاه

گوسفندان همه خواب

وتردد های نامربوط

شب شب اشباح است !

 

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:11 PM | 
روزگار نو

 

جلیس من شو و

اینک زمانی کام گیر

شنیدی سبزی این در زبانت سرخی آن نازنین یارت نبخشاید

لحظه ای آرام گیر ...

روزگار ار اینک از دستان ما دور است

لیک روزی ؛ دور یا نزدیک ...

خواهی دید ؛

درپی دستان ما خواهد دوید آخر

 

5/8/1383

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:9 PM | 
بهار دهر من

در هیاهوی نگاهت غم گرفتم

آخرش در شور چشمت گر گرفتم

مرگ را باور ندارم لیک آخر

در درون قعر رنگارنگ چشمانت ولی آخر گرفتم

در سکوت وهم بار فکر دیدارت

خشکی چشمان من آخر شکست از سر گرفتم

هان غزل خوان دوری ات باور ندارد مرز دستانم

در سرود تازه ام اندیشه ی نزدیکتر بودن به تو در سر گرفتم

ای بهار دهر من این است حدیث آرزومندی

که بیا بر چشم من بنشین بدان من غم گرفتم

 

5/8/83

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:6 PM | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar