تبليغاتX
شب ... کویر ... سکوت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
فردا ایران
و اما فردا

باید گریست

ناله های یک قوم را باید بغض شد و ترکید

زیبا رویان شهیدم

سرو قامتان سبز پوش ایل

فردا حنجره به حنجره شیون می شویم در سکوت

بادیه به بادیه رقص می کنیم در عزا

ندای سهراب ها فردا در وهم کوچه ها می پیچد

                        

|+| نوشته شده توسط علی معینی در چهارشنبه 7 مرداد1388 و ساعت 6:44 PM | 
سنگر

امروز فرصت دیدار

امید پرواز ....

سنگری شد برای من

برای تو ...

چشم های مات

ندید گونه های یاران من

جویبار خون ...

از حلم می گفت و

تاب نداشت صداقت سبزینه هایش ...

آسمان لحظه

خورشید دگر می خواهد رفیق ...

امید پرواز , سنگری شد سبز

می خواهند همه ی کبریت ها را سر بزنند

افسوس از حقارت

یک سرزمین چوب کبریت و

جرقه ها را چه می کنند ...

میدان های سکوت

سنگر هایی شد برای ما ...

شب ظلمانی شهر

بوی خوب خون یاران میدهد ...

امروز فرصت دیدار

وعده گاه خونابه ها ...       

   15/4/88

|+| نوشته شده توسط علی معینی در شنبه 20 تیر1388 و ساعت 9:43 PM | 
کاری خواهیم کرد

سلام شیخ

قرارمان یک شب بود , مرد ...

که نخوابیم و

به بیداریمان ببالیم

روزها گذشت

سکوت شب هایی شکست

سبزی دوستان ... ,

سفیدی ما ... ,

برای ایرانیتمان

سرخی خون جوانان وطن را می طلبید ...

هنوز بیداریم ....

کاری خواهیم کرد

کاری کارستان

16/4/88

|+| نوشته شده توسط علی معینی در شنبه 20 تیر1388 و ساعت 9:42 PM | 
کجائی آزادی ...
تو را چه می شود آزادی ...

تو را با ایران من چه گذشته ...

چرا سر یاریش نداری ...

|+| نوشته شده توسط علی معینی در یکشنبه 7 تیر1388 و ساعت 10:4 PM | 
گوهر نهان

عیب رندان که نکردیم

چرا ........؟!!!

به گناه دگران واله (هاله) و شرمنده شدیم

من به یاران خبر بیدل حیران دادم

پس چرا دوست تو عیب من بی دل بکنی

وعجب دارد احوال جهان .... !!!

من به دنبال کسی می گردم

که به صاحبنظری شهره ی شهر

پو به رندی همه جا پیچیده

گوهری کرده نهان پیر مرا .....

من به دنبال کسی می گردم

 

22/2/88

 

============================

1-عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت/که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت

2-دوستان عیب من بیدل حیران مکنید/گوهری دارم و صاحبنظری می جویم

3-رنجم هميشه هست ز دست دلاله اي/دلاله اي که هست بهرخانه هاله اي

|+| نوشته شده توسط علی معینی در سه شنبه 22 اردیبهشت1388 و ساعت 3:19 PM | 
آرزو های خیالی

اگه این زمین هوا شه

یا که آسمون خدا شه

اگه فردا ها یه سال شه

قحطی هم باد فنا شه

اگه یه جوجه قناری ؛ مثه عقاب پر بگیره

قطره ی کوچیک بارون ؛ مثل سیل قدرت بگیره

اگه دست زبر خاتون ؛ نرمی ابریشما شه

یا که درد پای بابا ؛ دیگه جاش اینجا نباشه

اگه دستای ضعیفم ؛ قدرت رستم بگیره

آه و ناله ی شبانه ؛ شادی مفرط بگیره

چی می شد سعدی و حافظ شعراشون باز جون بگیره

دستای رستم و آرش جلوی خون رو بگیره

چی می شد وقت ترانه یه بغل قافیه باشیم

یا که وقت داد بیداد حرفای نگفته باشیم

چی می شد برای گریه آخرین بهانه باشیم

برا اثبات حقیقت اشکای نشسسته باشیم

چی می شد حتی به عمر گل لاله دل می دادیم

واسه رفتن تا ستاره از قفس مایه می دادیم

چی می شد دوباره سیمرغ واسه لحظه ای بیدار شه

دست زال رو بگیره عالمی از جفا رها شه

چی میشد مام وطن دوباره آزادی ببین

بره اون بالا ها مغرور بشینه ، همه دنیا رو ببینه

چی می شد که دست بارون غم رو از دنیا بگیره

ببره به اوج دیروز ، جایی که غمم بمیره

چی میشد دوباره عشق رو توچشای هم می دیدیم

با همه شوق دلامون گلای تازه می چیدیم

کاشکی باز به حق مولا چشم من شبنم بگیره

دست قدار زمونه نعمت رو از ما نگیره

کاشکی زشتی ها تموم شه

غروبا رنگ طلوع شه

چی می شد اما نمی شه

تیرگی ها کم نمی شه

اگه فردا ها یه سال شه

می دونی دنیا چی می شه

اگه این زمین هوا شه

آسمون بهاری می شه

چی می شد اما نمی شه

تیرگی ها کم نمی شه

 

اسفند 1381

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 4:37 PM | 
شاید

آسمان را باید باور کرد شاید دوباره ببارد

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:15 PM | 
مرگ رفاقت ها

اینک زمان دشمنی هاست

شاهکار زمان

جواب رفاقت دشمنی ...

آیا زمین باز هم دهان می گشاید؟

آیا باز هم از زمین به آسمان می بارد؟

می خواهیم مرگ رفاقت ها را جشن بگیریم

و ...

به ریش هم بخندیم

تمام حرمت ها را بشکنید

تازیانه های شرم را به گل بیارائید

زمانه ی فقدان عطوفت

شعرخانه ی رنج و عذاب

قابیل ها همه در انتظار دستورت آماده ....

 

15/12/87

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:12 PM | 
شب اشباح

و عجب نفرینی است

من و شب تنهاییم

آسمان می بارد

کورسوی امید

ماه هم می خوابد

آسمان تنها شد

یک بغل ناله ی سرد

شب به امید سحر

شب شب یلدا بود

زوزه ی گرگ سیاه

گوسفندان همه خواب

وتردد های نامربوط

شب شب اشباح است !

 

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:11 PM | 
روزگار نو

 

جلیس من شو و

اینک زمانی کام گیر

شنیدی سبزی این در زبانت سرخی آن نازنین یارت نبخشاید

لحظه ای آرام گیر ...

روزگار ار اینک از دستان ما دور است

لیک روزی ؛ دور یا نزدیک ...

خواهی دید ؛

درپی دستان ما خواهد دوید آخر

 

5/8/1383

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:9 PM | 
بهار دهر من

در هیاهوی نگاهت غم گرفتم

آخرش در شور چشمت گر گرفتم

مرگ را باور ندارم لیک آخر

در درون قعر رنگارنگ چشمانت ولی آخر گرفتم

در سکوت وهم بار فکر دیدارت

خشکی چشمان من آخر شکست از سر گرفتم

هان غزل خوان دوری ات باور ندارد مرز دستانم

در سرود تازه ام اندیشه ی نزدیکتر بودن به تو در سر گرفتم

ای بهار دهر من این است حدیث آرزومندی

که بیا بر چشم من بنشین بدان من غم گرفتم

 

5/8/83

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 22 اسفند1387 و ساعت 2:6 PM | 
شاید
شاید فردا ایران بخندد ...

شاید

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 25 مرداد1386 و ساعت 11:15 AM | 
دنیایی از عدم
از عدم تا چاه هستی ...

یک . دو خط جا مانده است ...

من ز هستی نیست گشتم ...

رو تو فکر خویش باش ...

من تمام فکر خود را از عدم پر کرده ام ...

فکر باید کرد اندر هستی کون و مکان ...

|+| نوشته شده توسط علی معینی در شنبه 12 خرداد1386 و ساعت 7:59 PM | 
نمی خواستم
نمی خواستم برق و از چشات بگیرم ...

شبا تا صبح برا تو ستاره چینم ...

نمی خواستم گونه هات دریای غم شه ...

واسه این تو ساحل چشات می میرم ...

نمی خواستم که من از تو ... که تو از من دل بگیره ...

دو . سه روزه که مدام دلم میگیره ...

نمی خواستم این رو از چشام بفهمی ...

آخ ... تو چند روزه تو دنیای ما نیستی ...

|+| نوشته شده توسط علی معینی در جمعه 11 خرداد1386 و ساعت 11:1 AM | 
فردای بی تو

 و من از خدا نگهدار ...

وغروب سرد دریا ...

و تمام لحظه هایی ...

که برای ماست فردا ...

همه در هراس سختم ...

من اگر کویر خشکم ...

تو ببار ابر غصه ...

دو سه قطره ای به شعرم ...

تو بشوی لحظه ها . ز شعور سبز دنیا ...

و بتاب هلال زیبا ...

به چه کار نور فردا ...

|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 10 خرداد1386 و ساعت 6:27 PM | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar