تبليغاتX
شب ... کویر ... سکوت
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
دروغ بهای پیروزی
در طنز زمانه باید گریست ؛ آسمان باید بی مهابا در هم کشد ؛ زمین باید دهان بگشاید ؛ چگونه می توان دید و شنید و تحمل کرد ؛ آنگاه که جهالت بر قامت بزرگ مقامان کوچک منش سایه افکند .
هنگامه ی تبلیغات انتخاباتی است . سخن از بلاغت کلام و رفتار ؛ برنامه های جامع ؛ تحلیل گذشته ها ؛ تمجید خوبی ها و آوردن توجیح برای اشتباهات .
اما همگی بر این اصل پایدار بوده اند که حداقل در این برحه به شعور مخاطبانشان
احترام بگذارند اما چه جای واروننه جلوه دادن حقایق , ساختن افسانه ی عزت والای یک ملت که به اوج انزوا فرو رفته اند.
زمان میعادگاه اثبات حقانیت وعده های خرد و کلان نامزدین انتخاباتیست , ولی برای تحلیل گذشته , برای مثبت جلوه دادن تمامی کم و کاستی ها , برای همه ی آنچه بودین < دیگر نیستیم , برای همه ی آنچه داشتیم و دیگر نداریم و برای همه ی پیشرفتی که باید حاصل می شد و ..... چه باید کرد .
فقط اندکی از سخنان رئیس جمهوری محترم را به نقد کشیدم باقی زیاده بود.
صحبت از غرور ملت ایران از چه روست. نه اینکه بینی دلقک برایمان پرت می کنند ؟! نه اینکه مورد تمسخر فوج فوج آدمیان قرار گرفتیم ؟! نه اینکه حاکمان ما را با هیتلر به یک صف می کنند ؟! غرور ملی دیگر چیست پرزیدنت !! دهخدا بر خیز که واژه ها رنگ حقارت و ضعف بر تن کرده اند . کجا نام ایران یاد آور خشم , بمب , جنگ , قتل و زندان بود......؟!
مرد کوچکی که ذهن آسمانی ملت ایران را حقیر می شمرد؛ جمله ی تاریخی دیگری هم به زبان رانده است :
« آن ها که می خواستند اساس ملت ایران را بر اندازند و آن ها که می خواستند ایران را از جغرافیا حذف کنند حال در تمجید فرهنگ و تاریخ ما مسابقه گذاشته اند و گوی سبقت را از هم می ربایند و می گویند برای مدیریت جهان نیازمند ملت ایران هستسم که اگر ایران در مدیریت جهانی شرکت نکند کارها به راه وصلاح نخواهد شد »
با بلندی دیوار هاشا آشنایمان کرده بود , ولی دروغ هم حد و مرزی دار ؛ مگر نه اینکه شما بودید که خواب حذف و محو شدن نام اسرائیل از صحنه ی روزگار می دیدید ؛ مگر نه اینکه شما بودید که اساس ملتی به نام اسرائیل را قبول نداشتید ؛ کجا حتی بد خواه ترین مردم ایران حرف از بر اندازی ملت ایران به زبان رانده ؟!
بوش پسر – هم او که اگر رئیس جمهوری ما ظهور نمی کرد به واقع ننگین ترین رهبر دنیا در عصر حاضر بود – هم هرگاه زبان به دشنام جمهوری اسلامی می گشود , حساب مردم و ملت را از حکومت سوا می کرد .
مگر نه اینکه در گوشه و کنار گیتی مسابقه برای توقف قطار بی افسار و لجام گسیخته ی احمدی نژاد بر پاست , اجلاس به دنبال همایش , همایش پی کار گروه , کار گروه برای ائتلاف ؛ کجا پیشنهاد مدیریت جهانی .... ؟!
جمعی به خود مشغول که حتی توان مدیریت کشور پر منابعی چون ایران را نداشته دم از مدیریت جهانی می زند ؛ وای به حال جهان و جهانیان ....
« یک بار دیگر ثابت کردیم که توانستیم , که می توانیم »
می شود یک بار هم که شده در طول این 4 سال , به جای ارائه ی نتیجه ی اثباتتان که توانستن و می توانیم بوده ؛ راه حل این اثبات شگرف را هم نظاره کنیم .
به کدام مدعا ثابت می کنید ؛ فقر و فحشا که توان رام کردنش از کف داده اید یا انزوای بین المللی که کارمان به رابطه با کشور هایی با چند هزار نفر جمعیت رسیده یا دلیلتان توانستن تاراج ملتی است که صد ها بار در این نطق از آن دم زدید .
اوج غرور ما در این ویرانه ها گم شده بود ... ؟!!
« ملت های غیر ایرانی برای ماهواره ی امید به هم تبریک می گفتند و شیرینی پخش می کردند »
« ملت ایران یک ملت الهام بخش است , پرچم دار برادری و صلح و نشاط »
« تهدید برای همیشه از ملت ایران رفع شده است »
« امید و نشاط در سراسر کشور »
وا اسفا ......

5/3/88
علی معینی
                       
|+| نوشته شده توسط علی معینی در پنجشنبه 7 خرداد1388 و ساعت 9:33 PM | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar